غرق در سکوتم!!!

 

سکوت...

چند وقت است که صدای گمشده این کلمه را می شنوم؟

انگار با من یکی شده...! از جنس سکوتم...!

چرا، چگونه، کی؟

می پرسم!!!...اما باز مهر قرمز سکوت بر پیشانیم زده می شود.

سکوت می کنم...و...می دانم از رضا نیست.

نمی دانم این دلگرمی ها را باور کنم؟

"  سکوت دردناک است ، اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد. "

و باز امروز، مانند همان دیروزها، در آینه سکوت، به خودم می نگرم...

و از این خاموشی مبهوتم...

شاید در من نیز، چیزی در حال شکل گرفتن باشد...!!!

/ 25 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ونوس

خیلی زیبا بود انتخاب عکس هم فوق العاده بود[قلب]

علی قدوسی

چه مهمانانِ بی دردسری هستند مردگان... نه به دستی ظرفی را چرک می کنند... نه به حرفی دلی را آلوده... تنها به شمعی قانعند... و اَندکی سکوت... « حسین پناهی »

سمفونی آغاز

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد صبر و آرام تواند به من مسکین داد وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من غمگین داد من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم که عنان دل شیدا به لب شیرین داد گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد در کف غصه دوران دل حافظ خون شد از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد .. " حافظ شیراز "

حسن

چقدر غنچه که خارش به دست من رفت و میان دیگ کس دیگری گلاب شد . . .

رویای خیس

دوستی ها را پاس بداریم ..// و با هم بودن را قدر بدانیم ..// نبودنها نزدیک است ..//

ادم برفی

عید را بهانه کنیم تا به همه کسانی که دوستشان داریم سلامی بکنیم ، نام شما در اندیشه و مهرتان در قلب ماست . . . عید قربان بر شما مبارک

پریسا

زنده باد آن کس که گاهي يادي از ما ميکند / از خجالت ما غريبان را غرق دريا ميکندحال ما ميپرسد و از مهرباني هاي خود / اين دل رنجور ما را عطر گل ها ميکند . . . [عینک]

فرهود

دوست بسیار عزیزم خوشحالم که دوباره هستید و بودنتان را با این واژه های دلتنگ و صمیمی باز در کنار خودم و همه ی دوستان احساس می کنم ممنونم که با کلماتی پر محبت خانه ی کوچکم را غرق حضورتان کردید درودی بی پایان بر شما ... [گل]

انالین

نمیشه ساکت شد و غرور و بلعید.کم کم تبدیل میشه به بغض